سلام عزیزای من فعلا توی چنل بله جوین شین قراره کلی آپدیت های خفن اونجا قرار بگیره آیدی -: Lunazha
سلام عزیزان امیدوارم حالتون خوب باشه 1- ما با هیچ سایت، چنل و ... همکاری نداریم (کاربرا حتی اطلاع دادن بعضی ها تگ سایت مارو پاک میکنن و ویدیو و زیرنویس مارو قرار میدن) چه با تگ چه بی تگ این کار علنا دزدیه و تیم ما راضی نیست ./ 2- اگه اشتراک خریدین و فعال نشد از حسابتون خارج شین و دوباره وارد شین، اگه باز هم مشکل داشتین ( یعنی نه فعال شد و نه پول برگشت خورد به حسابتون ) توی روبیکا بهم پیام بدین shrranran ./ 3- کسایی که آیفون هستن باید سریال رو با پخش کننده ی vlc ببینن و اندروید ترجیحا با mx player ./ 4- آیدی چنل روبیکامون با کلی اخبار و آپدیت و ادیت -> Lunazhair
















اخرش بد تموم میشه؟
آخر داستان واقعا برام یک سوپرایز بزرگ بود. اصلا به این فکر نکرده بودم که ممکنه سونگ شیائویی هم مثل نان هنگ یک شخصیت خیالی باشه.
سریال خیلی قشنگی بود من عاشقشم
اما آخرش اصلا خوب تموم نشد
چون نان هنگ تو داستان یه شخصیت خیالی بود چطور میشه که وارد دنیایی واقعی بشه آخه
حالا که وارد شد یعنی دو دنیایی واقعی دونفر عین هم هست ؟اخر سریال به ظاهر هپی بود اما پر از ایراد و علامت سوال که برای مخاطب به جا گذاشت
تازه تموم کردم کاششششش تموم نمیشد😭💔
وای عاشقشم😭😭✨
حقا ک یونینگ از هر فیلم نامه ایی خوشش نمیاد سریالاش خفنهه
اگه قسمت اخر تیتراژو اونطوری تموم نمیکردن قظعا یه سکته خفیف میزدم
من هنوز سریال رو ندیدم و بخاطر زوج دومش دوست دارم شروع کنم به زوج دومش توجه شده یعنی داستانی دارن ؟
خدارو شکر یونینگ تو این سریال نمرد
🤣🤣🤣
چرا حس میکنم آهنگ فیلم رو خود یونینگ خونده
خودش خونده
بی نهایت بازیِ یونینگ رو دوس داشتم یکی از بهترین بازیگراس…در تمام مدتی که تو قسمتای اول نقاب زده بود تمام حس ها مثه عشق حسادت خشم غم رو تونست فقط با چشماش به منه مخاطب نشون بده با اینکه نقاب داشت و فقط چشمامو میدیدیم
خوده سریالم خیلی قشنگ بود بنظرم تو 30 قسمتم میتوستن درش بیارن که انسجام بیشتری داشته باشه داستان
خیلی قشنگ بود و خیلی خوبم تمومش کردن😍😍
از سایت شما ممنون که خیلی سریع هر قسمت با زیرنویس رو میذاشتید💕😍
میدونید جایگزین این سریال چه سریالی پخش میشه؟؟
فردا …سریال یادداشت های پزشک قانونی
خیلی ممنون از تیم لونژا واقعاً سریال قشنگی بود البته سریال های یونینگ همیشه قشنگ بوده اگر باز سریال دیگه هم تو سایت از یونینگ بود به ما هم خبر بدهید
خیلی ممنون بابت ترجمه سریع و عالی .
عالی تموم شد 😍🥳اینانلماز💃🏻
و اینکه یه درخواستی داشتم از تیم عزیز و زحمت کش لوناژا امکانش هست ostهای این سریال رو هم قرار بدین؟ 🥲
حالا بخوام درمورد سریال حرف بزنم من که به شخصه خیلی خوشم اومد این سریال رو بخوایم مقایسه کنیم اصولا با سریالایی که ژانر و موضع شبیه بهش دارن رو باید در نظر بگیریم که از نظر من جالب بود طنز و تراژدیش متعادل و به جا بود . واقعا خیلی خوشم اومد به نظرم حتما یه بار رو باید دید! گرچه برای من از اون سریالایی که قطعا دوباره یه سه بار میبینمش! البته یونینگ همه سریالاش قشنگن اینم یکی از اوناس
مرسی از سایت خوبتون خیلی زحمت کشیدین و از همه سایت ها عملکرد خیلی سریعتری دارید❤️
خداوکیلی خیلی قشنگ بود پایانشم خوب بود به نظرم مخصوصا اینکه بقیه زوج ها رو هم نشون دادن مرسی از ترجمه ی خوبتون
به نظرم در تمام بعد هایی که میتونیم نقدش کنیم عالی بود بجز داستان که یکم میتونست بهتر باشه. خدا میدونه بودجه این سریال چقدر شده 😂
همه ایراداتی که میتونم بگیرم مربوط به داستانه.
راجب بکاستوری سونگ شیاعو و خانواده گائو و فان میتونست صحنه های وجود داشته باشه.
اینکه چجوری نویسنده برگشت به دنیای خودش و فان هنگ چجوری رفت به اون دنیا اصلا صحبتی نشد. و اینکه ما اول هان فنگ و دیدیم که سونگ شیاعو رو نشناخت بعد یهو فان هنگ اومد پیشش. الان یعنی دو تا فان هنگ تو یه دنیا هست؟ یا فان هنگ تو بدن اون بازیگرس؟
فان هنگ و سونگ یی منگ چقدر تو دنیا داستان با هم بودن؟ دقیقا بعد صحنه ای ما دیدیم همچی اونجا تموم شد یا زندگی کاملی داشتن اونجا؟
احتمالا تا همون جایی بوده که ما دیدیم و خواستن زندگیشون تو دنیای دختره ادامه داشته باشه. ولی این یعنی فان هنگ تمام خانوادهشو ول کرد و دیگه نمیبینتشون.
خیلی از مسائل توضیح داده نشد فقط گفتم اتفاق افتاده مثل تغییر کردن مکانیزم های داستان. اون پروانه چی بود که ما از قسمت اول دیدیم؟
خیلی عجیب بود وقتی زمان به عقب بر میگشت و لوپ جدیدی شروع میشد نویسنده هم مثل بقیه شخصیتهای داستانی متوجه نمیشد. با اینکه اونم از دنیای دیگس و خالق این دنیا محسوب میشه.
البته این رو توجیه کردن اما در اصل برای اوانس دادن به زوج داستان بود که نجات پیدا کنن.
رفتار امپراطور از اول داستان منزجر کننده بود و بلاهایی که سر پسرش اورد حیرت آور.
مرگ همسرش و انداخته بود کردن پسر ۹ ۱۰ سالش. حتی اگه وزیر گائو به این بچه گفته بود مسیر و عوض کنه باز هم نباید از یه بچه ۹ ۱۰ ساله انتظار فهم موقعیت داشته باشی و باید بفهمی در هر صورت بیگناهه. اما این آدم واقعا غیر منطقی رفتار کرد. جالبه که تمام شخصیت ها متفاوت از اون شکلی که نوشته شده بودن و توصیف شده بود کاراشون رفتار کردن در واقعیت. اما امپراطور تنها آدمی بود که واقعا همونقدر که تو داستان نوشته شده بود نان هنگ و آزار داد. بعدم مگه میشه آدم امپراطور باشه و بیشترین نیروی اطلاعاتی رو داشته باشه و نفهمه کی تو تمام قصر پشت تمام کثافت کاری هاس؟
یا مثلاً مرگ ملکه مشخص بود نان هنگ مغز متفکر نیس اما نفهمیدن که عموش بوده که کار اصلی رو کرده؟
امپراطور حتی قبل از این اتفاق هم با نان هنگ درست رفتار نمیکرد اما بعد اینکه فهمید ربطی به مرگ ملکه ندارها یه پدر فداکار و شیرین تر از عسلی شد براش که انگار نه انگار تا چند روز قبلش داشت شلاقش میزد.
راجب چو گوی هونگ که تبدیل به شرور داستان شد باید بگم که آخه مگه میشه یه آدم انقد یهو تمام آرمان ها و معیار های خودشو زیرپا بذاره و تبدیل به همچین هیولایی بشه؟
چند تا توجیه میشه آورد : جنگ. تاثیرات روانی جنگ رو بخوبی نشون داد که تمام افرادی که دوستشون داشتم و میشناخت رو از دست داد و سالیان زیادی از نوجوونی تو میدون جنگ بوده و همش خون و خونریزی دیده و از بچه با محبتی که همه میشناختن تبدیل شد به چیز دیگه ای. به شدت تنها شد و حتی کسی نبود موقع مرگش اشک بریزه براش.
سریال خیلی راحت از یه پسر آرمانگرا ساخت و بعد یهو کردش یه دشمن بیرحم. در حالی که اگه مثلاً یکی دوتا فلشبک از اولین قتلش، یا لحظهی شکستن باورهاش میدیدیم، باورپذیرتر میشد.
یکی دیگه از چیزهایی که میشد تغییر کنه شرور داستان بود. چو گوی هونگ پتانسیل این نقش رو نداشت و فقط یه آدم آسیب دیده به نظر میومد.
اگر شرور داستان خود نویسنده میشد بهتر نبود ؟
یعنی رابطه بین فان هنگ و گو هونگ بعد از رفع سوءتفاهم ها بهتر میشد نه اینکه الکی گوی هونگ گیر بده به فان هنگ وقتی همه چیز روشن شده و خدای این دنیا که حالا روند داستانش بهم ریخته اومده که هم انتقام بگیره هم شخصیت هارو به جایگاهشون برگردونده. بعد تمام نقش ها با هم متحد میشن تا جلوش رو بگیرن. اینجوری هم نویسنده که خدای این دنیا محسوب میشه ابهت خودش رو داشت و انقد مسخره و بیقدرت و بیفایده به نظر نمیومد اینجا هم داستان کمبود نقش منفی نداشت که مجبور شن یه دفعه آنقدر گوی هونگ رو تغییر بدن.
تأثیر روانی داستان روی یونگ شیاعویو رو بعد از برگشتن به دنیای خودش نمیبینیم.
غم یا بی حسی و احساس قطع شدن ارتباطش با دنیایی که الان بهش برگشته نمیبینیم و انگار خیلی راحت به زندگی روزمرش برگشت.
یعنی دنیایی که پر از کشمکش، رنج، فداکاری بود، آخرش مثل یه گیم تموم شد: یه تجربه، نه یه زندگی.
اون قسمتی ک فان هنگ میاد پیش دختره از اول دوباره نگاه کن پشتش ی دریچه باز میشه ک یعنی مشخص کرد از دنیای خودش ب این دنیا راه باز شد و اومد