سلام به لیدی های زیبا و جنتلمن های جذاب لونژایی،🦋 چنل روبیکای ما Lunazhair هست! و همچنین اگه سوالی، مشکلی، درخواستی، ادیت زدین و دوست دارین توی چنل روبیکا باشه و... لطفا توی روبیکا بهم پیام بدین shrranranممنون🥀
سلام عزیزان امیدوارم حالتون خوب باشه 1- ما با هیچ سایت، چنل و ... همکاری نداریم (کاربرا حتی اطلاع دادن بعضی ها تگ سایت مارو پاک میکنن و ویدیو و زیرنویس مارو قرار میدن) چه با تگ چه بی تگ این کار علنا دزدیه و تیم ما راضی نیست ./ 2- اگه اشتراک خریدین و فعال نشد از حسابتون خارج شین و دوباره وارد شین، اگه باز هم مشکل داشتین ( یعنی نه فعال شد و نه پول برگشت خورد به حسابتون ) توی روبیکا بهم پیام بدین shrranran ./ 3- کسایی که آیفون هستن باید سریال رو با پخش کننده ی vlc ببینن و اندروید ترجیحا با mx player ./ 4- آیدی چنل روبیکامون با کلی اخبار و آپدیت و ادیت -> Lunazhair












روبیکا لونژا
ارتباط با لونژا
اخه یه بازیگر زن زیبا تر نبود بیارن .خدمتکارا قشنگ تر بودن
من هنوز شروع نکردم اما با توجه به نظرات و نقد برسی ک دوستان کردند متوجه شدم ک خیلی شبیه سریال قلب های سرنوشت ساز هست پس وقتم رو با دیدن سریال تکراری تلف نکنم
نه شبیه نیست … آموزنده هست از جهت نشان دادن فریب و دروغ و اجرای عدالت
خب بالاخره تموم شد و خوشحالم که صرفاً به خاطر کامنتا از نصفه ولش نکردم 😂
حالا بیاین نظر خودم رو بگم 🙂
از گریم و طراحی لباسها شروع کنیم.
بیاین قبول کنیم لباسهای چن ژهیوان (امپراتور) از اول تا آخر واقعاً چشمنواز بودن 🫱🏻🫲🏼
ولی لباسهای بانوها خیلی نرمال بود؛ حقیقتاً تلاش خاصی برای جذابتر کردن این بخش نشده بود.
گریم و موها هم کاملاً معمولی بود و توی کل سریال چیز خاصی ندیدم که بخوام بگم نبوغی پشت طراحیها بوده.
ولی چهرهی خود چن ژهیوان توی این سریال واقعاً باشکوه بود. با اینکه خودش ذاتاً بهشدت خوشچهرهست، اینجا یه جور خاصی میدرخشید و خیلی جذاب شده بود. موهاشم واقعاً بهش میومد.
بعدی بریم سراغ جلوههای ویژه و فیلمبرداری.
هیچی :/
واقعاً هیچ حرفی در این مورد نداریم، چون کوچکترین زحمتی برای این بخش کشیده نشده بود. نه نورپردازی خاصی، نه زاویههای جذاب فیلمبرداری، نه چیز خاص دیگهای که توجه آدم رو جلب کنه.
حالا بریم سراغ داستان سریال.
داستانش کشش زیادی نداشت؛ نمیگم بد بود، ولی از اون سریالهایی نبود که بیصبرانه منتظر قسمت بعدش باشی. کلیشه هم کم نداشت.
از طرفی، حالت مرموز داستان رو هم نتونسته بودن خیلی خوب دربیارن. تقریباً از همون اول میشد حدس زد شخصیتهای پشت نقاب چه کسانی هستن، برای همین خیلی از اتفاقات قابل پیشبینی بود و عملاً اون اتفاق «پشمریزون» خاصی نداشت.
اما پایان سریال…
از نظر من کاملاً منطقی بود. برخلاف نظر دوستان که بیشتر نقدشون به همین قسمت بود، اتفاقاً من فکر میکنم بهترین بخش سریال همین قسمت بود، حتی با اینکه موردپسند خیلیها قرار نگرفت 🙂
اصلاً فاز «شاهدخت» نگرفت! اتفاقاً تا آخر پای اصول خودش وایساد، بدون اینکه حتی برای لحظهای وعدهی تاجوتخت وسوسهش کنه.
به نظرم توی هر موقعیت، بهترین تصمیم ممکن رو گرفت:
نجات یین چینگ به خاطر نسبتی که از گذشته باهاش داشت و اینکه به نوعی تنها خانوادهی واقعیاش محسوب میشد.
عقب کشیدن از ازدواج و ملکه شدن برای اینکه بتونه اوضاع رو بسنجه و شرایط رو بهتر کنه.
و در نهایت، انتخاب بین عشق و مسئولیت نسبت به مردمش؛ که تصمیم گرفت هر دو رو رها کنه، به این امید که هر کدوم به سمت بهترین سرنوشت خودشون برن.
شاید بعضی جاها توی کارهاش سرسخت بود، ولی با توجه به بیعرضگی مسئولین و اختیاری که خود امپراتور بهش داده بود، به نظرم این رفتارش کاملاً طبیعی بود.
در مجموع، سریال برای من یه اثر متوسط بود؛ نه اونقدر بد که بگم وقتم رو تلف کردم، نه اونقدر خوب که بخوام خیلی ازش تعریف کنم. ولی پایانش برخلاف چیزی که خیلیها گفتن، برای من کاملاً قابل قبول و حتی یکی از نقاط قوت سریال بود.
کاش کامنتا رو نمیخوندم الان از قیمت ۲۰ چطوری ولش کنم ادامه اشو نبینم 😂😂😂
شخصیت منگ تینگ هوی بسیار اگزجره و کاسه داغ تر از آش بود… حق با صدراعظم بود!
واقعا در آخر با نجات مسخره چنگ یی حرفای صدراعظم در مورد اعتماد نکردن بهش درست بود… حرف هیچ کس رو قبول نداشت جز تشخیص خودش… بهای حماقت قسمت های آخر شد خون آنیا و بیوه شدن جی لی! بعدم مثل بی عقل ها با اسب رفت دشت و بیابان … واقعا زن و مرد بخوان جای هم رو بگیرن از ذات خودشون خارج میشن هرکس باید ذات خودش رو بشناسه و طبق ذات و آفرینش عمل کنه… باور پذیر نبود یه دفعه فاز شاهزاده گرفت بعد یعنی خواست مردم ماه سرخ رو صلح بده ولی در عمل طرفداری ماه سرخ رو گرفت و بعدشم اومد جمع ش کنه که چنگ یی مرد خب زن حسابی میذاشتی تو قصر حساب چنگ یی رو برسن آنقدر جنایت کرد چرا باعث لشکر کشی شدی! فقط خواستی آنیا ن فدا بشه؟ چند نفر بمیرن بعد بزنی به بیابون؟ کلا این شخصیت هوش هیجانی بسیار پایینی داشت… این همه امپراتور در حقش خوبی کرد آخر سر جلوی امپراتور فاز شاهزاده ماه سرخ و دفاع از مردم گرفت…
تو کل این زمانی که سیدرما نگاه میکنم حتی سریال هایی که پایان غم انگیزی دارن ناراحت نشدم اما مرگ آنیان تو این سریال و فرمانده یان هه تو سریال ژنرال زن خیلی ناراحت شدم و دلم خیلی براشون سوخت
بنظر من
زوج دوم و سوم شیمی بهتری داشتن تا زوج اول
داستان زیادی کلیشه ای بدون هیجان آخراش تموم شد
کارگردان کارش شبیه همزاد بود زوم میکرد و صحنه هاشو شبیه مثل ریختن گلبرگ و … درآورده بود
خود سریال هم زیاد چیزی برای گفتن نداشت سناریو تکراری یه زن قوی که مبارزه میکنه با فساد
وزیرا فقط میومدن میگفتن منگ تینگ هوی رو یا برکنار کن یا بکشش یا به پادشاه میگفتن برو ازدواج کن هیچ جنگ سیاسی نبود بین وزیرا
فقط یکی شمشیر عدالت رو گرفته بود و همه رو مجازات میکرد
اون همه داستان پردازی از مردم پادشاهی سابق و انتقام خیلی زود و تند پرونده اش تموم شد
سریال خیلی باگ داشت کلی هم سوال مونده بود که جواب داده نشد
اگه به خاطره یوان نبود نمیدیدمش
در ضمن پادشاهی ها تو زمان قدیم اینطور نبود که زن ها آنقدر قوی باشن که بتونن سرنوشتشون رو در دست بگیرن و عوض کنن یا قدرت زیادی داشته باشن این داستان زیادی کلیشه ای بود جوری که واقعا از واقعیت خیلی فاصله داشت جوری که فقط سفید مطلق جین یان بود و بس اصلا فقط داستان جوری تغییر داده شده بود که اون نور و قهرمان اصلی باشه ولاغیر
مثل تاج و تخت
عم و غصه که نداره مثلا همشون بمیرن؟؟
سلام میگم من منتظر بودم تموم شه بعد ببینمش سریالش چطوره بعد چندتا زوج داره پایانش و چطوره ؟؟
خیلی قشنگه، ارزش دیدن داره واقعا. 3 زوج داره.پایان بندی اوکیی داشت
کاش وقتی هر قسمت از سریالی رو میدیدی کنارش یه علامتی چیزی میومد🫠اینجوری عالی تر میشد
«تو این روانی بازی چین که همه چی رو باهم ریخت رو دایره؛من فقط تونستم به هر سریال یه نوکی زده باشم الان که آزاد ترمو میخوام ادامه بدم گیج میشم که کدوم سریالو تا کدوم قسمت دیدم🥲»
منم برا اینکه یادم بمونه همیشه توی سیو مسیج تل مینویسم یا هم روی کاغذ ..
من گوگل تو موبایلم چند پنجره بازه واسه هر سریالی، بعد وقتی سریال تموم میشه، پنجره اشو با یه سریال دیگه جایگزین میکنم، اما هنوز نمیتونم اینو جایگزین کنم، جه یوان اصلا قابل جایگزین شدن نیس…اینو میذارم تا سریال بعدیش بیاد ،امیدوارم تعقیب رویاها زود پخش شه ❤️
7) در مورد خود سریال. ازدواج سلطنتی باید بگم بیشتر از اینکه داستان رو دوست داشته باشم از شخصیت ها خوشم اومد و همین باعث شد که ادامه بدم . همچنین یکی از ویژگی های خوب این سریال این بود که از همه ی زوج ها به اندازه نشون می داد و ما روند زندگی بقیه رو هم می دیدیم در کل نمی تونم بگم بهترین سریالی بود که در این ژانر دیدم چون که جاهای زیادی باگ داشت و می تونست بهتر باشه هم داستان و هم بازی ها اما با این حال ارزش یکبار دیدن رو داره 🙌
6) و در نهایت زوج اصلی داستان منگ تینگ هوی و عالیجناب. دوست دارم از هه دو شروع کنم کسی که یک امپراطور بود و باید شبیهش زندگی میکرد. همیشه به نظر من اون امپراطور هایی که واقعا برای زندگی مردم تلاش می کردند زندگی خیلی سختی داشتند همون طور که دیدیم هه دو همیشه باید محکم باشه و هیچ وقت نباید گریه کنه من به شخصه دوست داشتم که حضورش توی سریال پر رنگ تر باشه اما خب من این جوری فکر می کنم که بالاخره کشور یک سری مسائل دیگه هم برای رسیدگی داره و یک امپراطور همیشه سرش شلوغ و هه دو هم که یکی از آرمانی ترین امپراطور هایی بود که می تونستیم ببینیم
و اما می رسیم به منگ منگ و یک جورایی شخصیت اصلی داستان دختری که بچگی سختی داشته و با همه ی این ها برای زندگیش جنگید تا به مقام و قدرت برسه و بتونه آدم های فاسد رو نابود کنه و بعد از رسیدن به هدفش با مشکلاتی از جمله هویت واقعیش و دیدن درد و رنج مردم کشورش مواجه میشه و حالا باید انتخاب کنه به نظر من اگر که منگ منگ هیچ وقت گذشته رو فراموش نمی کرد هیچ وقت هم نمی تونست اینقدر درست زندگی کنه و به احتمال زیاد تلاش زیادی برای انتقام می کرد همون طور که مرگ دوست دوران کودکیش رو هم هیچ وقت فراموش نکرد اما خب به نظرم در آخر تصمیم درستی گرفت چرا که جنگ هیچ وقت بهترین گزینه نبوده و البته که نا امیدم نکرد. بعد از مرگ شانگ گوان و سی تو شوئه اون ها رو سریع فراموش نکرد و تصمیم گرفت که به شاجو برگرده و شاگرد هایی مثل خودش رو برای آینده ی کشور تربیت کنه به قول فوجی منگ منگ لایق بهترین ها بود 👑👑
5) در مورد لائو هوانگ و بانو آلوئو که ما در موردشون خیلی کم دیدیم. با اینکه عشقشون خیلی کوتاه بود اما به زیبایی و دلچسبی یک بارون کوتاه توی یک روز گرم و سوزان بود. لائو هوانگ عزیزم همون طور که عالیجناب گفت دیگه هیچ وقت محافظی مثل تو نخواهد داشت کسی که با تمام وجود بهش اعتماد کنه. امیدوارم که بدون درد رفته باشی 🥀
4) و البته فوجی و شن جی شو. هر چقدر که از فوجی بگم کم گفتم کسی که اگر هر کدوم از ما یکی مثلش رو توی زندگی داشته باشیم قطعا برد کردیم اون یک دوست فوقالعاده براي منگ منگ بود ، یک دختر فوقالعاده برای پدرش بود ، یک عاشق واقعی برای شن جی شو بود و یک تاجر عالی برای کشور بود من همیشه توی زندگیم حسرت دوستی مثل فوجی رو داشتم . و شن جی شو کسی که در طول داستان رشد کرد و مسیر واقعی خودش رو پیدا کرد اون یک دوست فوقالعاده و امن برای امپراطور بود و این هم برد امپراطور محسوب میشد . من از تمام سکانس های این زوج لذت بردم و عاشقشون بودم 🩷
3) در مورد سی تو شوئه اون از کسایی بود که قربانی گذشته و جنگ های گذشته بود کسی که شاید اگر یکی از قربانیان جنگ نمی شد می تونست یک زندگی عادی مثل بقیه ی مردم داشته باشه. عاشق بشه ، ازدواج کنه و در نهایت زندگی کنه اما چه حیف که در نهایت تنها تونست کنار کسی که عاشقش بود بمیره 💔
2) جی لی و آ نیان عزیزم چقدر فرصت شما برای کنار هم بودن کم بود. آ نیان یکی از اون مرد هایی هست که شبیه ش توی دنیای واقعی پیدا نمیشه صبور ، با درک ، وفادار ، عاشق ، عاشق و عاشق. و جی لی کسی بود که اول عاشق آدم اشتباهی شد اشتباهی که خیلی ها حتی توی دنیای واقعی با انجام دادنش زندگی سخت و پر از پشیمونی رو انتخاب می کنند امید وارم که همه ی آدم ها عاشق آدم درستی بشند. در نهایت امیدوارم دی آن یک مرد فوقالعاده مثل پدرش بشه 🥺
1) اول از همه دوست دارم در مورد شانگ گوان بنویسم کسی که وقتی مرد بی اختیار براش گریه کردم. کسی که در بیشتر مواقع بهش حق می دادم کافی خودت رو بزاری جاش اون وقت می فهمی تو هم نمی تونی از کسایی که توی مرگ خوانوادت ، مردم کشورت و گرفتن همه چیزت نقش داشتن بگذری خیلی غم انگیز که تو یک شبه همه چیزت رو از دست بدی. شانگ گوان تو قطعا یکی از شخصیت هایی هستی که فراموشت نمیکنم.😭
ای جونم، سریالِ تاریخیِ عزیزدلِ این روزهای من! 😍
وای که چقدر دلم میخواد تورو بغل کنم و از ته دل بگم دوستت دارم! 🥺🫂
هر قسمتت رو با کلی اشتیاق و لذت تماشا کردم و اصلاً برام یه لحظه هم کسل کننده نبودی؛ هر قسمت میومد تازه تر و جذاب تر از قبل شروع میشد و دلم نمیخواست تموم شه 👀
خیلی دوست داشتم پایانش رو همونطور که تو ذهنم تصور میکردم ببینم، با همون حس هایی که خودم آرزو داشتم، ولی خب… نشد دیگه 🥲
زندگی هم همینه؛ بعضی وقتا قراره دلت رو بشکونه و بهت یاد بده همه چیز اونجور که میخوای پیش نمیره 💔
تو این سریال واقعاً همه درخشیدن؛ چه نقش های اصلی و چه نقش های فرعی، هیچکدوم بی دلیل نبودن و هر کدوم به شکلی خاص تو ذهنم موندگار شدن.
ولی یین چینگ عزیزم، تو یه طور خاصی تو قلبم جا خشک کردی و موندی 💘
تو یه کاراکتری بودی که تا آخرین قسمت، هرچقدر فکر کردم، نتونستم یه دلیل درست و حسابی برای دوست نداشتنت پیدا کنم؛ و این خودش یعنی شخصیت پردازی تو انقدر ظریف و دقیق کار شده بود که نمیشه ازت دل کند.
انقدر با ظرافت و مهارت وارد داستان شدی و حضورت رو پررنگ کردی که هر صحنه ای که بودی، چشمهای من رو به خودت خیره میکردی و واقعاً ستاره ی این سریال برای من بودی. ✨
و آخر از همه، یه تشکر ویژه و قلبی هم باید بکنم از سایت لونژا و تک تک عواملش ❤️
واقعاً زحمت تموم این مسیر رو شما کشیدید؛ از انتخاب و به اشتراک گذاشتن این سریال گرفته تا کیفیت و زیرنویس بی نقصی که گذاشتید تا ما بتونیم با همین حس و حال، تماشاش کنیم و غرق این دنیا بشیم.
ممنون که این همه وقت و انرژیتون رو برای ذوق ما گذاشتید؛ بدون شما، قطعاً این لذت و این خاطره ی خوب هرگز شکل نمی گرفت.
دوستون دارم…💕🌟