سلام به لیدی های زیبا و جنتلمن های جذاب لونژایی،🦋 چنل روبیکای ما Lunazhair هست! و همچنین اگه سوالی، مشکلی، درخواستی، ادیت زدین و دوست دارین توی چنل روبیکا باشه و... لطفا توی روبیکا بهم پیام بدین shrranran ممنون🥀
سلام عزیزان امیدوارم حالتون خوب باشه 1- ما با هیچ سایت، چنل و ... همکاری نداریم (کاربرا حتی اطلاع دادن بعضی ها تگ سایت مارو پاک میکنن و ویدیو و زیرنویس مارو قرار میدن) چه با تگ چه بی تگ این کار علنا دزدیه و تیم ما راضی نیست ./ 2- اگه اشتراک خریدین و فعال نشد از حسابتون خارج شین و دوباره وارد شین، اگه باز هم مشکل داشتین ( یعنی نه فعال شد و نه پول برگشت خورد به حسابتون ) توی روبیکا بهم پیام بدین shrranran ./ 3- کسایی که آیفون هستن باید سریال رو با پخش کننده ی vlc ببینن و اندروید ترجیحا با mx player ./ 4- آیدی چنل روبیکامون با کلی اخبار و آپدیت و ادیت -> Lunazhair
لطفا هلو ستردی این کاپل رو هم بزارید خواهش و تمنا دارم
لطفا هلو ستردی این دوتارم بزارید 😭😭😭
چرا پایان باز اخههه😐
با اینکه من از این ژانر خوشم نمیاد ولی محشر بود 😃
سریال قشنگی بود واقعا خوشم اومد
چین تازگیا داره این سبک تخیلی ماورائی رو میسازه
الهامی از سبک امریکاییه
بخصوص این یکی
مثلا توی هفت طلسم نفرین شده باز بخاطر صحبت های زیادی که میشد بیشتر شبیه سریالای چینی بود
ولی این سریال یه وایب غربی گونه هم میداد
خیلی خوشمان امد
امیدوارم چین از این سبک بیشتر بسازه
اگر طرفدار ژانر های تخیلی ؛ ماورائی ؛ ابرانسانی با چاشنی عاشقانه هستین ببینین
دقیقا ، وایب سریالای غربی رو میده ، منم خیلی ازین سریال خوشم اومد با اینکه به ندرت مدرن نگاه میکنم
هفت طلسم نفرین شده و عشق در سرزمین فیروزه ای دوتا سریال مدرن ماورائی امسال بودن و تنها مدرن امسال بودن که عاشقشون بودم
واقعااااا عالی بودن
سلام فصل دوم داره که پایانش اینجوری بود
کاش همچین سریالایی بیشتر ساخته شن دلم برای شینگ شو و دلربا تنگ شده واقعا بهم میومدن و بازیشون عالی بود🥺
در ژانر خودش واقعا یکی از بهترین ها بود البته اگر زیاذ براتون مهم نیست که عاشقانه باشع
عالی بود. داستان خوبی هم داش .
راستش اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و از قسمت ۶ به بعد دیگه ادامه ندادم 🙁
رفته رفته واسم جذابتر و جالبتر میشه عاشق اون همزاد پنداری های ادیتور ومترجمم خیلی کیوتن😂😂
دوستان هپی انده؟؟
بله
چندین بار دیدن این سریال رو عقب انداختم و بالاخره شروعش کردم و همین الان تموم شد
بازی دلربا و شینگ یوعه بی نظیر بود شیمی خوبی داشتن
خط داستانی رو دوست داشتم
و کلا بخام بگم توصیه اش میکنم ❣️
کاش چین از این سبک سریال ها بیشتر بسازه.خیلی متفاوت و خوب بود این سریال.
عاشق استایل جیولو تو قسمت آخر شدم.چقدر بهش میومد🥹🥹🥹🥹
خیلی سریالش رو دوست داشتم.مخصوصا بازیگر نقش زن و مردشو.خیلی به نقششون میومدن
در مورد پایان بندی سریال باید این نکته رو اضافه کنم که هم در فیلمنامه و هم درناول یان تو شینگ شن رو در دنیای زیرین می دید اما در سریال بخاطر اینکه بد آموزی داشته که یک انسان عادی جاودانه بشه کات شده
سلام ، ببخشید ناول این سریال اسمش چیه و کجا می توانم دانلود بکنم؟
آلو … بالاخره به همون ورژن آدمی که همیشه آرزو داشتی بشی رسیدی
تبریک میگم، واقعاً لیاقتش رو داشتی ❤️
اون روزهایی که با هم تو «چینگرانگ» پیش میرفتیم ، انگار همین دیروز بود.
تمام لحظههایی که کنار هم گذشت، باعث شد من اون مهربونی پنهون ته دلت و اون استقامت عمیقی که تو وجودت داری رو بهتر بفهمم
اولش فقط میخواستی یه «آدم معمولی» باشی.
دوست داشتی با گل و خاک و مجسمهسازی سروکار داشته باشی، نمایشگاه خودتو آماده کنی،
از دعواها، از خون و مرگ و جدایی دور باشی.
تو اون حیاط کوچیکِ مخصوصِ خودت،
مجسمههات و «ستارههات» برات مثل پناهگاه بود.
فکر میکردی اینجوری یک قدم به آزادی نزدیکتر میشی.
اما دنیا همیشه اونطور که ما میخوایم پیش نمیره…
برای اینکه از آدمهای اطرافت محافظت کنی،
در نهایت مجبور شدی دوباره «چاقوی مرگوزندگی» رو برداری
و برگردی به همون مسیری که چندبار تلاش کرده بودی ازش فرار کنی.
تو هیچوقت یه آدمِ فوقطبیعی نبودی—
فقط یه آدم معمولی بودی که با جسارت و یکدندگی جلو رفت.
نسل نیه جیو لو هیچوقت یه «دیشیائوی واقعی» ندیده بود؛
تمرینهای روزمره هیچوقت جای تجربهٔ واقعی نبرد رو نمیگیره.
اونم وقتی که دیشیائوها تبدیل به انسان شدن و از توی تاریکی حمله میکنن…
اما تو هیچوقت جا نزدی.
همیشه اولین نفر یورش بردی.
حتی وقتی زخمی بودی،
بازم میخواستی سهم خودتو انجام بدی.
این یکدندگی و شجاعتت… واقعاً آدم رو به تحسین وامیداره.
تو همیشه حرفهات یه ذره «سرد» بود،
اما دلت از همه گرمتر بود.
برای زخمهای دیگران یواشکی خودتو سرزنش میکردی،
وقتی «عمو جیانگ» سرفه میکرد با اینکه تظاهر میکردی اهمیتی نداره
براش داروی گلو میگرفتی،
برای نجات بچههای نانشان همهٔ وجودتو گذاشتی…
از کسی که میخواست از همهٔ این داستانها «بکشه کنار»،
رسیدی به کسی که بیصدا کارهاشو انجام میداد،
و آخر سر هم جلوی همه وایستادی و هویت «تیغه ی دیوانه» رو اعلام کردی
و مسئولیتی که روی دوشت بود رو شجاعانه پذیرفتی.
اون مسئولیت دیگه باری سنگین نبود—
بلکه تبدیل شد به پشتوانهات.
تو وسط این همه انتخاب سخت،
روزبهروز محکمتر و دلیرتر شدی.
و این نسخهای از تو…
زنده، واقعی، قوی…
بینظیره 👍
حالا برگشتی به زندگی قبلیات،
حتی آدمهای بیشتری هم کنارت هستن که دوستت دارن و همراهتن.
تو بین همین عشقها بود که مجسمه های جدیدت رو ساختی.
این فقط یک مجسمه نیست؛
یه جور دوباره متولد شدنه—
اینکه ترسها و نقابهای گذشته رو کَندی
و بالاخره خودِ واقعیتو در آغوش گرفتی.
این سفر به من هم یاد داد که:
آزادی واقعی، فرار کردن نیست.
آزادی یعنی بعد از گذر از هزار سختی،
هنوز بتونی پاکی دلت رو نگه داری
و همون زندگیای رو انتخاب کنی که خودت واقعاً میخوای.
داستان تموم شد،
اما زندگیِ قشنگت تازه شروع شده.
آلو… امیدوارم حیاط کوچولوت همیشه پر از نور آفتاب باشه،
کمد ستارههات پر از آرامش و خوشی.
دیگه لازم نیست دنبال «یک قدم نزدیکتر شدن به آزادی» باشی—
چون تو همین حالا هم
آزادی واقعی رو محکم تو دستهات گرفتی.
امیدوارم تو و یان تو
کنار هم بمونید،
زیر نور ستارهها بخوابید
و همهٔ مهربونیهاتون رو تبدیل کنید به آیندهای روشن.
خداحافظ، نیه جیو لو 👋
امیدوارم ما هم تو زندگی خودمون مثل تو
شجاع، بیتاب، و آزاد باشیم.
و ممنون از تمام سازندگان Love On The Turquoise Land
که با ظرافت این دنیای عجیب و گرم رو ساختن
و نیه جیو لو رو—با تمام اشکها و لبخندهاش—
به شکل واقعی جلو چشم ما آوردن.
و ممنون از همهٔ بینندههایی که همراهش بودن؛
عشق و حمایتی که به آلو دادید
گرمترین پایان ممکن بود