سلام به لیدی های زیبا و جنتلمن های جذاب لونژایی،🦋 چنل روبیکای ما Lunazhair هست! و همچنین اگه سوالی، مشکلی، درخواستی، ادیت زدین و دوست دارین توی چنل روبیکا باشه و... لطفا توی روبیکا بهم پیام بدین shrranranممنون🥀
سلام عزیزان امیدوارم حالتون خوب باشه 1- ما با هیچ سایت، چنل و ... همکاری نداریم (کاربرا حتی اطلاع دادن بعضی ها تگ سایت مارو پاک میکنن و ویدیو و زیرنویس مارو قرار میدن) چه با تگ چه بی تگ این کار علنا دزدیه و تیم ما راضی نیست ./ 2- اگه اشتراک خریدین و فعال نشد از حسابتون خارج شین و دوباره وارد شین، اگه باز هم مشکل داشتین ( یعنی نه فعال شد و نه پول برگشت خورد به حسابتون ) توی روبیکا بهم پیام بدین shrranran ./ 3- کسایی که آیفون هستن باید سریال رو با پخش کننده ی vlc ببینن و اندروید ترجیحا با mx player ./ 4- آیدی چنل روبیکامون با کلی اخبار و آپدیت و ادیت -> Lunazhair













روبیکا لونژا
ارتباط با لونژا
صحنه ایی که بغل هم بودن چقدر دردناک بود لحظه آخر قلبم مچاله شد .. نویسنده … حتما این صحنه رو بایدنمایش میداد ولی بعد مرگش حتی ذره ای بهش توجه نشه برای همه گونی پوشید الا جین چی بختت مرد اونجایی که قسمت ۴۲ میگفت فقط برای خودم و ستاره و ماه آسمان وگل و گیاه وو… اسمشم نیاورد هیچی حسابش نکرد .. نویسنده مریض مرد ستیز فمنیست این کم توجهی رضایت بخش نیست اصن من به عشق جین چی سریال و دیدم فقط
و عشقشو خیلییی دوست داشتم اصن همه چی تمومم با این سریال زندگی کردم
گویا برای لین جین چی کافی نبود این زندگی با حکم امپراطور لانگ شانگ گرفت
به رسم همیشگیش رفت از خدای وصلت هم درخواست کرد زندگی بعدیش هم با لانگ شان باشه
سلام شنبه این سریالم اومده لطفا پخشش کنید ممنون
داستانش جالب بود ولی یکی خیلی زیادی طول کشید تا دختره عاشق شوهرش بشه چهار پنج سال خیلی زیاده عاشقانه خیلی کم داشت دوم اینکه روند داستان تا قسمت 72خوب و جالب بود به بعدش دیگه مثل من که حوصلم نداد بببینم همش زدم روی دور 4 یا فیلمو بردم تند تند جلو دو قسمت آخرم که کلا ندیدم فقط زدم آخرین قسمت آخرش
نویسنده عزیز چی میشد انقدر منطق به کار نمیبردی و یه ذره کلیشه عاشقانه به ما میدادی؟؟
مرسی که مرگ تک تک کسایی که دوسشون داشتیم رو به نمایش کشیدی و از اول تا آخر سریال اشک همه رو درآوردی. تو واقعا مریضی :/
انقدر که من برای غم و شادی این خانواده گریه کردم دیگه اشکی برام نمونده.
انتظار صحنه،های عاشقانهی بیشتری داشتم که نداشت ولی با این حال این سریال بدجوری احساسات ادمهارو درگیر میکنه.
در کل؛ سریال خیلی قشنگی بود. به شدت پیشنهاد میشکنم که تردید نکنید و ببینید
این سریال هرچقدر قشنگ شروع تهش تررر زد
تا ۴۴ دیدم دیگه اعصابم نکشید دراپ کردم…نویسنده واقعا مغز مریضی داشته…همه رو تلپ تلپ انداخت کشت..شدیدا زن محور شد سریال قسمت ۱۷_۱۸ خواهر جِنگ بود رفت دوباره قسمتای آخر اومد…فیلم ترکیه؟ هرکی خواست سریال بمونه موند نخواست مُرد🤦🏻♀️
دیگه اون سه قسمت هم ببین دبگه همشو دیدی که ،ولی من شوهرخواهرسوم مرد بغض کردم مادر لین مرد بغض کردم لین مرد گریه کردم برادر دوم مرد گریه کردم سریالی بود که ادمو درگیر خودش میکرد تنها بدیش این بود برای لین چی ارزش قائل نشدن این خیلی لولش بالاتر از ترکیه ک همه باهم هستن بچه همو دارن معلوم نیست تهش بچشون از کیه این خواهرسوم هم مادرشوهرعوضیش باعث شد شوهرش زن بگیره تو منگنه گذاشت رسومات اونموقع خیلی بد بود اصلا حق نداشتن خلاف بزرگترا حرف بزنن مگر فرمان امپراطور
،آهنگ های این سریال عالی بودن ممنون از سایت لونژا
کنجکاوم بدونم چه سریالی ب جاش پخش میشه؟احتمالش هست سریال چنگ لی و شو روهان باشه؟
سریال چنکگ لی برای پلتفرم مانگوتیوی هست
سریالی که بخواد جاشو بگیره(مال تنسنت هم باشه) سریال منگ زی یی و لی یون روی هست
که این طور! سریال منگ زی یی و لی یون روی هم خوب بنظر میرسه اونم بیاد عالیه
پایانش دلمو کباب کرد🥺🥀
واقعا سریال اموزنده و قشنگی بود
اولش که میخواستم این سریال رو شروع کنم با خودم گفتم چون قسمتاش زیاده احتمالا زیادی کشش میدن اما هر قسمت قشنگی خاص خودش رو داشت
پایان عمگین همره با قشنگی داشت اونجا که جین چی توی بغل عشقش مرد دردناک بود اما راستش من اینجوری تصور کردم که اون دنیا لان شبانگ و جین چی مثل این زندگیشون تلخی و شیرینی های زیادی رو از سر میگذرونن و دوباره برای هم میشن.
وقتشه با زوج قشنگمون، عمارت لین و قصه هاش خداحافطی کنم…
واقعا چرا نویسنده پایان جین چی رو اینقدر سرد و بی روح نوشته بود؟! انگار میخواست زود داستان رو تموم کنه اصلا منطق مرگ جین چی رو نفهمیدم… پرش زمانی ده ساله داشتیم و اصلا هیچی از زندگی آرومش با خانواده اش ندیدم… تمام سریال جین چی در حال شکستن تابوهای نظام مردسالاری بود و حامی همه زنهای خانواده از مادرش بگیر تا خواهر و دخترعموهاش بعد حالا بدون اینکه یه زمینه ی عاطفی برای مرگش بسازه و مثلا تخلیه ی روحی و روانی لان شیانگ و دختر و پسرش رو توی مثلا بیماریش ببنیم همینجوری یهویی فوت شد!!! حتی تدفین و سوگواری نداشت!!! الان برا من داستان نیمه تموم موند که انگاری جین چی خوابیده تا اینکه مُرده باشه! وقتی تدفین و ناراحتی اعضای خانواده اش رو ندیدیم واقعا داستان این کاراکتر برجسته ی سریال نیمه تمومه… بدترین اتفاق برای این شخصیت محبوب سریال این بود که حتی در لحظه ی مرگش حق (توجه دادن به اون) ندادن…!!! واقعا احساسات بیننده رو نویسنده ته سریال فراموش کرد… این همه جین چی رو تحسین کردیم آخه این چه پایان بندی بدی بود!! حداقل دوره ی بیماری، نگرانی خانواده اش، تدفینش رو توی سریال جا میدادی… الان مرگش تراژدیک نبود یه جورای پوچ بود برام…
اصلا زحمت ندادن لاقل بیمارش کنن یا سنش بالاتر بره بمیره نه کهولت سن میشه گفت اون سن مردن نه سکته قلبی نه تو جنگ یهو دوتا حرف اخساسی زد مرد
سر همون جراحت های قبلیش که اندام های داخلیش اسیب دید پزشکه گفت که اگه به خودش سخت بگیره عمرش کوتاه میشه
ادمی ک زخم قدیمی اذیتش کنه علائم درد نداره؟۱۵ سال گذشته بود از اون زمان کلا یبار بعدش جنگید همش خونش بود استعفا داده بود بعد نباید یه مراسم براش میگرفتن؟ هرکی مرد گونی پوشیدن بجز لین اصلا نویسنده ارزش قائل نشد برای مخاطب لاقل یه قسمت اضافه میکرد یا همینو بهتر نشون میداد
خیلی سریال عالی بود هم از لحاظ موضوع و هم بازیگرا و بحثهای هنریش، و از همه زیباتر که سریال رو برام دلپذیرتر می کرد تحلیلای زیبای کاربرا بود که ذهن رو نوازش می داد و باعث لطافت روحم می شد
ممنون از مترجم سریال و تیم فعال لونژا و سازندگان سریال خوب بر خلاف جریان.
واقعا ارزش دیدن رو داره چون مفاهیم انسانی و اجتماعی زیادی رو عرضه می کنه خصوصا برای خانم ها. ان شاالله همه زندگی و دید خوبی داشته باشن و در مقابل وقت و هزینه ایی که برای دیدن سریال میدن انگیزه بیشتری برای خوب زندگی کردن پیدا کنن و همیشه مسیرشون روشن باشه و مسیر دیگران رو هم روشن کنن و همیشه بدرخشن.
اینقد سریالش خوب بود بازم یه عالمه حس خوب، بوس و بغل برای همه با آرزوهای خیر و دستیافتنی به لطف خدا 😘😘😘🤗🤗🤗❤️🥰
چقدر قشنگ بود
وقتی لان شیانگ داشت از دلایلش برای زندگی میگفت گریم گرفت چقدر قشنگ میگفت [قسمت ۴۲ آخراش بود حتما توجه کنین بهش ]
آخر سریال میشینی یه گوشه نگاهت بسته میشه به یه نقطه و تو فکر فرو میری ❤️🩹😭
هر چی از زیبایی این سریال بنویسیم کمه بی نظیر بود ❣️❣️🪷🪷🪷
سرنوشت تک تک اعضای خونواده مشخص شد و دیدیم ک بعد مرگ ژنرال خانواده اش چ بامبولی سر هم کردن و واقعا دختر سوم باهوش بود ک از شوهرش ضمانت گرفت و آخرم ژنرال پسردایی نشد ، فقط گریه های لین جین چی برای دوستش ، اینجا هم بعد مرگ مادرش عمیقا گریه کرد و صحنه فوق العاده بود ، دختر دوم با همون شیه جائو ازدواج کرد مردی ک ی بار پسش زده بود و اون همه دردسر درست کرده بود انگار تقدیر بازم راه خودش رو رفت ، مرگ مادر لین شیانگ اونجا ک گفت ۲۴ ساله مادرش بوده و الان دلتنگ دختر واقعیش هست و وقتشه بره دیدن دخترش واقعا نشون داد مادری کردن فقط ب خون و ب دنیا آوردن نیس این زن مادری کرد برای لان شیانگ. همه خدمتکارا رفتن پی سرنوشت و زندگیشون و واقعا لان شیانگ بهشون خیلی کمک کرد . و مرگ محقق هان !!!!!! پسرک مظلومم و لین جین چی ک در کنار خونواده اش موند و اونو دفن کرد تاریخ پر از اشتباهات سران و قدرتمندان احمقی هست ک ب همین راحتی استعدادها و نبوغ ها و آدم های ارزشمندی رو ک سالها واسه رشدشون زحمت ها کشیده شده و بهای زیادی پرداخت شده رو ب همین راحتی نابود کردن و افسوس ک این آدم ها دیگه زاده نمیشن ! و مرگ لین جین چی !!! درسته تو جنگ نمرد درسته موقع مرگ خیلی هم جوون نبود اما ناخودآگاه اشکم چکید واسش ماها با عشق این مرد این همه قسمت رو همراه شدیم فقط جوری ک از لان شیانگ و خدای وصلت خواست تا در دنیای دیگه باز هم زنش باشه این مرد واقعا محترم و عاشق و عاقل بود و من حسابی دوستش داشتم و جوری ک ب لان شیانگ گفت ک از همون اول قسمت هم بودن ! لان شیانگ هویت خودش رو فاش نکرد فقط جوری ک داستان خاندانش رو نمایشنامه کرد و ب گوش مردم رسوند و سالها بعد مرگش بی گناهی خانواده اش اثبات شد . راست میگن و قلم و نوشته ها هیچ وقت از بین نمیرن . دختر داستانمون عاقبت ب خیری عزیزانش رو دید و آخرین آرزوش هم سالها بعد ب حقیقت پیوست . داستان قشنگی بود خیلی چیزا ازش یاد گرفتم . مهم ترین رکن ی زندگی اول احترامه ، احترام عشق ، محبت و خوشبختی و موفقیت رو ب دنبال خودش میاره . با کسی ازدواج کنیم ک قبل از عشق بلد باشه بهمون احترام بزاره و بهمون اعتماد داشته باشه
سریال خیلی قشنگی بود خیلی خوب زندگی شن لاین رو به تصویر کشیدن بودن خوب تموم شد واقعا لذت بردم ازاین سریال
فکر نمی کردم از ازدواج دختر دوم هم خوشحال بشم. اینم قسمتش با همون شیه جائو بود. اول و آخر به شیه جائو باید می رسید وقتی مسیر اشتباه رفت از قسمت و روزیش دور شد اون با یکی دیگه ازدواج کرد وقتی تو مسیر درست زندگیش قرار گرفت راه دریافت روزیش هم باز شد و این اتفاق قشنگ افتاد. وقتی فهمیدم پسره همون شیه جائو هست کلی ذوغ کردم انگار نقشای اول بهم رسیدن. بازم پر از حس خوب و اینکه تلخ و شیرین زندگی رو وقتی نمایش می ده با آرامش باهاش برخورد می کنه و همین باعث میشه موقع مشکلات راه حل بهتر و راحت تر پیدا بشه و توی خوشی ها لذتش بیشتر بشه. یک چراغ می تونه هزاران چراغ رو روشن کنه.
ذوقم غلط املایی داشت الان دیدم 😅 تند تند که با گوشی می نویسم خیلی غلط غلوط میشه 🥴
یعنی تنها کلمه ای که میشه براش بکار برد اینه که عالییییی بود واقعا خیلی عالی بود یک زندگی روزمره واقعی رو به نمایش گذاشت با چالش هایی که اصلا تکراری نبودن و هر سری برامون یک داستان جدید نشون میدادن با اینکه اخرش شوهرش مرد اما خیلی روی مخاطب تاثیر نداشت و باعث غم و ناراحتی نمیشد چون به هر حال پیر شده بود و طبیعی بود مثل درخت زیتون سفید جوون مرگ نشدن و تا اخر به خوبی و خوشی زندگی کردن و هم خیلی اموزنده بود و کلیییی نکات مثبت داشت واقعا که عالی بود پرفکت 👍
الان تازه تمومش کردم فقط میتونم بگم گریم بند نمیاد